جملات الهام بخش برای زندگی (6)
جملات الهام بخش برای زندگی (6)


دنیا خیلی زیباتر خواهد شد اگر بیاموزیم:

پسر بچه ای تند خو در روستایی
زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود
و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ
در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت
که کنترل کردن عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت
روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به
اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر
روزی که توانست جلوی خشم خود را بگیرد یکی از میخهای کوبیده شده در حصار
را بیرون بکشد. روزها سپری شدند تا اینکه پسر همه میخها را از حصار بیرون
آورد. پدر دست او را گرفت و به طرف حصار برد.
بد دهانی، دشنام گویی و بکار گیری واژه های عامیانه قبیح به گونه فزاینده ای در میان اقشار جامعه و بخصوص کودکان و نوجوانان معمول گردیده. دشنام گویی و بد دهانی تنها منحصر به افراد فحاش نیست بلکه این پدیده در تعاملات اجتماعی میان تمام اقشار جامعه رخنه کرده است. با اینکه نمیتوان دشنام ها را از فرهنگ لغت یک زبان کاملا حذف کرد اما میتوان کاربرد آنها را در ارتباطات بین فردی تا حد زیادی تحت کنترل در آورد. اما دلایل بد دهانی و دشنام گویی افراد چیست؟ در زیر میتوانیم به چند عامل عمده آن اشاره کنیم:

آیا می دانستید افرادی که بنظر خیلی قوی می رسند، معمولاً خیلی حساس هستند و کسانی که بیشترین مقدار مهربانی را به معرض نمایش می گذارند، بیشترین صدمه را دیده اند؟ آیا می دانستید آنهایی که تظاهر می کنند نیازی به عشق ندارند، بیشتر از همه به آن محتاجند؟ اشخاصی که از همه نگهداری می کنند خودشان از همه بیشتر نیازمند مراقبتند و کسانی که زیاد لبخند می زنند ممکن است در زمان تنهایی بیشترین گریه را بکنند.


ادکارت تاله معتقد است که ما مشکلات را
خلق و از آنها حفاظت می کنیم زیرا به ما هویت می بخشند. این جمله روشن
میکند که چرا ما اغلب به رنج هایمان خیلی بیشتر از قدرت تاثیرگذاریشان
اهمیت می دهیم.
ما اشتباهات گذشته را بارها و بارها در ذهن مان مرور
می کنیم و به حس خجالت و پشیمانی اجازه می دهیم که بر اعمال ما در زمان
حال تاثیر بگذارند. به نگرانی و ناامیدی در مورد آینده می چسبیم گویی که
این کار به ما قدرت می دهد. ما استرس را در ذهن و جسم مان نگه می داریم که
این کار باعث ایجاد مشکلات جدی برای سلامتی مان می شود و این تنش ها را به
عنوان یک چیز عادی می پذیریم.

آیا معمولا احساس آرامش و راحتی می کنید؟ آیا هر روز از احساس لذت و سعادت لبریزید، و اینگونه به نظر می رسد که از مشکلات و احساس غم و اندوه آزادید؟ اگر این چنین است مستقیما به قسمت نظرات بروید و اسرار خود را برای رسیدن به چنین زندگی با ما در میان بگذارید.
اما اگر همچنان مشغول خواندن این مقاله هستید شما نیز در زمره تعداد بیشمار افرادی هستید که برای رسیدن به زندگی بهتر تلاش می کنند و آرزو یک زندگی آرام و لذت بخش را دارند. البته تا زمانی که ما در ذهنمان خود را به خاطر شکست سرزنش میکنیم و به خود میگوییم" من برای زندگی در آرامش ساخته نشده ام،" رسیدن به این آرزو شبیه یک نبرد سخت است.

آیا دوست دارید بر زندگی چیره شده و بهترین باشید؟ مطمئناً همه ما اینطور هستیم. ما به دنیا آمدهایم که بهترین باشیم و بهترین زندگی را برای خود بسازیم.


شما می توانید خود را از زندان ذهنی که ترس آنرا میسازد رها کنید.
هر چیزی که ارزشِ داشتن دارد، باید برای بدست آوردنش تلاش کرد، و شما لایق
داشتن یک زندگی بدون ترس و آزاد هستید.
روشهای زیر به شما کمک می کند که ترسهای خود را تبدیل به آزادی کنید:
افراد به طور متوسط 30،000 فکر در طول روز دارند ما از طریق یک حیات فکری کاملاً غیرقابلکنترل، شرایط بیماری را برای خود مهیا میکنیم؛ ما خودمان باعث مریض شدن خودمان میشویم! تحقیقات نشان میدهد که ترس بیش از 1400 واکنش فیزیکی و شیمیایی شناختهشده را تحریک کرده و بیش از 30 هورمون مختلف را فعال میکند.

ذهن کیوان وقتی
مشغول انجام تکالیف مدرسه است مدام سرگردان است. با خود فکر میکند، "محال
است که در این امتحان را بتوانم خوب بدهم"، "حق با پدرم است، من درست مثل
اونم—هیچوقت نمیتوانم آدم موفقی شوم." بعد به بدن خود نگاه میکند و فکر
میکند که چقدر پاهایش لاغر هستند. با خود میگوید، "اَه مطمئنم که مربی
فوتبال وقتی ببیند که چقدر لاغرم نمیگذارد که در تیم بازی کنم."
مهرداد
هم برای همان امتحان مشغول درس خواندن است و او هم خیلی به موضوع آن درس
علاقهمند نیست. اما شباهت این دو نفر فقط به همین منتهی میشود. مهرداد
دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد. او با خود فکر میکند، "خوب، باز هم ریاضی.
چقدر بد. خوب است که حداقل در درسی که خیلی دوست دارم، فیزیک، موفقم." و
وقتی مهرداد به ظاهر خود فکر میکند، دیدگاه بسیار مثبتتری نسبت به کیوان
دارد. بااینکه از کیوان کوتاهتر و لاغرتراست اما آنقدرها از اندام خود
انتقاد نمیکند و با خود فکر میکند، "درست است که لاغرم اما خیلی خوب
میتوانم بدوم و میتوانم برای تیم فوتبال مدرسه خیلی مفید باشم."
به میزانی که به نظرات دیگران احترام میگذارید رشد میکنید
بیماریهای روحی و روانی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد، درست مثل بیماریهای جسمی. هنوز هم تعداد زیادی از افراد از بیماریهای روحی و روانی میترسند و درک درستی از آن ندارند اما هرچه اطلاعات آنها درمورد این بیماریها بیشتر شود، این ترس نیز از بین خواهد رفت. اگر شما یا کسی که میشناسید دچار یک بیماری روحی و روانی است، خبر خوبی برایتان داریم: این بیماریها قابل درمان هستند.
امروز میخواهیم اطلاعاتی درمورد این بیماریها و روشهای درمان آنها در اختیارتان قرار دهیم.